آنتونى شرلى ( مترجم : آوانس )
140
سفرنامه برادران شرلى ( فارسى )
چون موقع عزيمت رسيد هر دو به محل راه افتادن كشتى رفتند ولى هر دو به وقت نرسيدند و سفاين قبل از ورود آنها رفته بود . همراه سر رابرت شرلى سفيرى از جانب پادشاه انگليس موسوم به سر درمركتن به دربار پادشاه ايران روانه بود . پادشاه انگليس اين سفير را براى دو قصد به ايران مىفرستاد يكى اينكه محقق نمايد كه آيا فى الواقع سر رابرت شرلى سفير شاه عباس است يا اينكه شخص متقلبى است . ديگر اين كه اسباب افتتاح و مذاكرهء تجارت نمايد و سفير جديد ايران هم براى مذاكره همين مطلب به انگليس آمده بود . بنابراين همگى مجبور شدند كه به لندن مراجعت نموده آنجا ده ماه تمام منتظر شوند تا دوباره عزيمت سفينه ميسر شود . خلاصه در آنوقت هريك از آن سفراى ايران در كشتى ديگرى نشسته روانه شدند . ولى هر سه نفر در راه فوت كردند . و بهدين واسطه نزاع آنها و تحقيق آن به ختم رسيد . بايد دانست كه « نينت » نگارندهء سطور مذكور در اين امر اشتباه مىنمايد و فوت آن سه نفر در عرض راه حقيقت نداشته است . تاريخ سر رابرت شرلى از اينوقت تا انتهاى عمر او در سياحتنامهء توماس هربرت كه با شرلى و سفير انگليس به ايران آمد مندرج است . پس شرح بقيه احوالات سر رابرت شرلى را از سياحتنامهء مشهور توماس هربرت اخذ نموده ذيلا مىنگاريم . در 29 ماه نوامبر سنه 1626 در هندوستان لنگر انداختيم . نقدى بيك سفير ايرانى از ترس خود را مسموم كرد . به اين معنى كه در عرض چهار روز چيزى جز ترياك نخورد . حقيقت حال اين است كه او